اکونومیست : فاجعه دونالد ترامپ در ایران، زودتر از آن اتفاق افتاده که چین بتواند از آن بهره کامل ببرد

چین برای جهان پس از آمریکا آماده نیست ، فاجعه دونالد ترامپ در ایران، زودتر از آن اتفاق افتاده که چین بتواند از آن بهره کامل ببرد.

 

چین برای جهان پس از آمریکا آماده نیست فاجعه دونالد ترامپ در ایران، زودتر از آن اتفاق افتاده که چین بتواند از آن بهره کامل ببرد . طراحی از مائده اکبرزاده
چین برای جهان پس از آمریکا آماده نیست
فاجعه دونالد ترامپ در ایران، زودتر از آن اتفاق افتاده که چین بتواند از آن بهره کامل ببرد .
طراحی از مائده اکبرزاده

 

 

به گزارش پایگاه خبری تجریش به نقل از  اکنومیست ؛ حکام خاورمیانه از دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، به شدت خشمگین هستند؛ کسی که همراه با اسرائیل جنگی را علیه ایران به راه انداخت بدون اینکه برنامه جدی برای پایان دادن به آن داشته باشد. آن‌ها از شی جین‌پینگ، رهبر چین، نیز ناامید شده‌اند؛ کسی که با وجود اهرم اقتصادی منحصربه‌فرد چین بر همه طرف‌های درگیر، نتوانسته برای صلح فشار وارد کند یا سرها را به هم بکوبد.

در ظاهر، خشم از ترامپ مهم‌تر از ناامیدی از شی به نظر می‌رسد. ترس از رها شدن توسط آمریکا اثرات واقعی دارد. کشورهای بزرگی مانند عربستان سعودی در حال ایجاد توازن و تعمیق روابط امنیتی با شرکای دیگر، از ترکیه تا پاکستان هستند. اما در واقع، به عنوان راهنمایی برای تعادل قدرت جهانی و تغییر شکل آن توسط این جنگ، احتیاط شی جین‌پینگ به همان اندازه آشکارکننده است.

توضیح بدبینانه‌ای برای بی‌میلی چین به ریسک‌پذیری برای صلح وجود دارد. طبق این دیدگاه خسته‌ازجهان، رهبران حزب کمونیست از تماشای دست‌وپا زدن آمریکا در باتلاق خاورمیانه لذت می‌برند. چرا باید خطرناک‌ترین رقیب خود را نجات دهند؟

این کاملاً غلط نیست. تا زمانی که نیروهای آمریکایی در خلیج فارس گیر افتاده‌اند و مهمات سخت‌جایگزین‌شونده را مصرف می‌کنند، فرماندهان پنتاگون هواپیماهای حامل، کشتی‌های جنگی و سامانه‌های دفاع هوایی کمتری برای مزاحمت چین در حیاط خلوت خودش خواهند داشت.

چین همچنین خوشحال است که تحریم‌های «فشار حداکثری» ترامپ حتی با پشتیبانی حملات هوایی نتوانسته رژیم ایران را سرنگون کند. ماه‌هاست که چینی‌هایی با تماس‌های سطح بالا با ایران به طرف‌های غربی گفته‌اند که ایران تمدنی کهن و مغرور است که هرگز در برابر زورگویی خارجی سر خم نمی‌کند. برخی مقایسه با کره شمالی می‌کنند؛ رژیم دیگری که دهه‌ها در برابر تحریم‌های سخت ایستاده است. با توجه به نفرت رهبران حزب چین از تحریم‌ها و تغییر رژیم، آن‌ها از مقاومت مداوم ایران تاکنون آسوده هستند.

در ماه‌های اول جنگ ایران، چین پیروزی بزرگ دیگری به دست آورد. جهان متوجه شد که مدیون چین است چون پس از بسته شدن تنگه هرمز، واردات نفت خود را به‌شدت کاهش داد و بازارهای جهانی انرژی را تثبیت کرد. ممکن است قصد چین حفظ پایین بودن قیمت نفت بوده باشد. اقتصاد چین در داخل در حال کند شدن است و رشدش چنان وابسته به صادرات است که سقوط تقاضا در خارج به آن آسیب می‌زند. شاید چین از ذخایر عظیم نفتی که انباشته بود بهره می‌برد و توانست تا نیمی از تقاضای داخلی خود را از موجودی‌ها تأمین کند. با کاهش واردات، چین می‌توانست سیاست اجتناب از وابستگی بیش از حد به هر تأمین‌کننده‌ای، حتی شرکای نزدیک ژئوپلیتیکی مانند روسیه، را حفظ کند.

این ذخایر همچنین تأثیر تلاش‌های دولت ترامپ برای جلوگیری از فروش نفت ایران به چین (بزرگ‌ترین خریدار نفت خام ایران) را کاهش داد. این موضوع ادعاهای مدافعان ترامپ را که می‌گفتند جنگ فاجعه‌بار او با ایران در واقع حرکت افتتاحیه یک بازی شطرنج سطح استاد برای مهار چین بوده، تضعیف کرد. دردناک‌تر برای چین‌ستیزان واشنگتن اینکه ترامپ هیچ نشانه‌ای از تمایل به چالش کشیدن روابط چین با ماشین جنگی ایران نشان نمی‌دهد. رئیس‌جمهور مشتاق دیدار موفق با شی جین‌پینگ در واشنگتن در ۲۴ سپتامبر است. او اخیراً گزارش‌هایی را که می‌گفتند تصاویر ماهواره‌ای چین ممکن است به ایران در حمله به پایگاه‌های هوایی آمریکا در اردن کمک کرده باشد، کم‌اهمیت جلوه داد و با عصبانیت به خبرنگاران گفت که آمریکا هم کارهای مشابه ناخوشایندی نسبت به چین انجام می‌دهد.

تا اینجا همه چیز خودخواهانه است: چین دلایلی برای جشن گرفتن ماجراجویی ترامپ در خلیج دارد. شی جین‌پینگ در اجلاس رهبران کشورهای بریکس (گروهی از اقتصادهای نوظهور) که در ۱۲ سپتامبر در دهلی برگزار شد، دور افتخار زد. او گفت: «این جنگ خسارات سنگینی به مردم منطقه وارد کرده و منافع مشترک جامعه بین‌المللی را تأمین نمی‌کند.» او توجه رهبران همکار را به مجموعه‌ای از «مبادرات جهانی» که چین در سال‌های اخیر ارائه کرده جلب کرد؛ مبادراتی که امیدهای چین برای نظم جهانی جدید را منتقل می‌کنند (خلاصه: توسعه اقتصادی خوب است، دخالت در امور داخلی کشورها بد است، و ترویج دموکراسی غربی خیلی بد است). او اعلام کرد که «چین آماده است با اعضای بریکس نقش شایسته خود را در دستیابی به صلح و آرامش در خاورمیانه و خلیج ایفا کند.»

متأسفانه پیشنهاد شی جین‌پینگ معنای چندانی نداشت، چون گروه بریکس بر اساس اجماع عمل می‌کند و ده عضو آن، که شامل چین، ایران و روسیه و همچنین شرکای نزدیک آمریکا مانند امارات متحده عربی هستند، بر سر چگونگی آ

وردن صلح به خلیج توافق ندارند. مبادرات جهانی چین پر از عبارات بلندپروازانه است، اما هیچ کاری برای پایان دادن به یک جنگ واقعی نکرده است.

این برای منطقه و برای چین بد است. حتی ذخایر بزرگ هم تا ابد دوام نمی‌آورند. در هفته‌های اخیر چین دوباره خرید نفت را از سر گرفته، با همسایگان آسیایی در بازارهای نقدی جهانی رقابت می‌کند و به افزایش شدید قیمت‌های آتی کمک کرده است. این درگیری جریان سرمایه‌گذاری، انرژی، فناوری سبز و زیرساخت‌های هوش مصنوعی بین چین و کشورهای خلیج را محدود می‌کند.

 

برای شکست آمریکا، چین هنوز برای مدتی به غرب نیاز دارد

 

صریح بگوییم: این جنگ برای چین خیلی زود آمده است. در حال حاضر، ظهور چین به نظم تجاری جهانی‌ای وابسته است که قدرت آمریکا آن را تضمین می‌کند. نیروی دریایی چین قرار نیست مسیرهای تجاری را در خاورمیانه باز نگه دارد. دیپلماسی چین همچنان ریسک‌گریز و فرصت‌طلبانه است، نه جهان‌ساز. وقتی چین از وزن اقتصادی خود برای اجبار کشورهای دیگر استفاده می‌کند، برای دفاع از منافع ملی محدود است، نه برای تغییر سیاست‌های خارجی گسترده‌تر دولت‌ها.

رهبران این کشور مطمئن هستند که می‌توانند آینده‌ای را ببینند که در آن چین چنان ثروتمند و قوی باشد و بر بسیاری از فناوری‌های حیاتی تسلط داشته باشد که هیچ‌کس جرئت مخالفت با آن را در هیچ نقطه‌ای نداشته باشد. وقتی چنین مصونیت جهانی‌ای به دست آورد، امیدوار است که رویکرد مبتنی بر منافع و شیفته نظم آن الگویی برای بسیاری دیگر شود. بی‌کفایتی ترامپ ممکن است آن روز را نزدیک‌تر کند. اما تا آن زمان، انتظار داشته باشید که چین غولی محتاط باقی بماند که از صلح حرف می‌زند اما برای تأمین آن کار چندانی نمی‌کند.


زهره رامشک اصلی
پایگاه خبری تجریش

@tajrishonline

ما را دنبال کنید