رئیس مرکز تحقیقات بینالمللی بیابان با تأکید بر اینکه بیابان یک اکوسیستم طبیعی و پایدار است و نباید آن را پدیدهای قابل حذف دانست، گفت: جنگلکاری با گونه تاغ یکی از نمونههای موفق کشور در تثبیت خاک و مقابله با بیابانزایی است که در سطح گسترده اجرا شده، اما همچنان با چالشهایی مانند قاچاق چوب و تخریب منابع طبیعی مواجه است.

به گزارش پایگاه خبری تجریش به نقل از ایسنا ؛ سکوت گسترده شنزارها، افقهای بیپایان طلایی و زیستگاههایی که در نگاه نخست خالی از حیات به نظر میرسند اما در زیر پوست آن زندگی جریان دارد، تنها بخشی از چهره بیابانها را به نمایش میگذارند. برخلاف تصور رایج، بیابانها سرزمینهای مرده نیستند؛ آنها یکی از مهمترین و کهنترین اکوسیستمهای کره زمین به شمار میروند که در تنظیم اقلیم، حفظ تنوع زیستی، چرخه مواد و انرژی و پایداری محیط زیست نقشی انکارناپذیر دارند. میلیونها گونه گیاهی و جانوری طی هزاران سال خود را با شرایط سخت این مناطق سازگار کردهاند و جوامع انسانی بسیاری نیز زندگی و فرهنگ خود را با ریتم طبیعت در این سرزمینهای خشک پیوند زدهاند.
اما در دهههای اخیر، تغییرات اقلیمی، افزایش دمای زمین، کاهش بارندگی، بهرهبرداری بیرویه از منابع آب، تخریب پوشش گیاهی و توسعه ناپایدار، تعادل شکننده مناطق خشک را با چالشهای جدی مواجه کرده است. نتیجه این روند، گسترش پدیدهای است که از آن با عنوان «بیابانزایی» یاد میشود؛ فرآیندی که طی آن اراضی حاصلخیز و تولیدکننده به تدریج توان زیستی و اقتصادی خود را از دست میدهند و به شرایطی مشابه بیابان نزدیک میشوند.
ایران به دلیل قرار گرفتن در کمربند خشک و نیمهخشک جهان، یکی از کشورهایی است که بیش از بسیاری از مناطق دیگر آثار این پدیده را تجربه میکند. بر اساس برآوردها، حدود ۳۰ تا ۳۵ میلیون هکتار از مساحت کشور را بیابانهای طبیعی تشکیل میدهند که دشت کویر، بیابان لوت و پهنههای وسیع مناطق مرکزی و شرقی کشور از مهمترین آنها هستند. افزون بر این، حدود ۲۰ استان کشور دارای عرصههای بیابانی هستند و با چالشهایی همچون فرسایش بادی، گرد و غبار، کاهش پوشش گیاهی، خشکسالی و فرونشست زمین دست و پنجه نرم میکنند.
گسترش بیابانزایی و خشکسالی در بسیاری از مناطق جهان سبب شد مجمع عمومی سازمان ملل متحد، ۱۷ ژوئن را به عنوان «روز جهانی مبارزه با بیابانزایی و خشکسالی» نامگذاری کند. این روز فرصتی است برای یادآوری این واقعیت که حفاظت از سرزمین، منابع آب و پوشش گیاهی تنها یک دغدغه زیستمحیطی نیست، بلکه ضرورتی برای حفظ امنیت غذایی، توسعه پایدار، سلامت جوامع و آینده نسلهای پیش رو به شمار میرود.
کارشناسان معتقدند مقابله با بیابانزایی تنها با کاشت چند درخت یا اجرای طرحهای مقطعی محقق نمیشود، بلکه نیازمند مدیریت پایدار منابع آب، حفاظت از پوشش گیاهی، اصلاح الگوهای بهرهبرداری از سرزمین و سازگاری با شرایط جدید اقلیمی است؛ رویکردی که میتواند از گسترش اراضی تخریبشده جلوگیری کرده و تابآوری سرزمین را در برابر تغییرات اقلیمی افزایش دهد.
تغییر اقلیم بلای جای اکوسیستم بیابانی
حمیدرضا ناصری در گفتوگو با ایسنا با اشاره به ضرورت تفکیک مفهوم «بیابان» از «بیابانزایی» گفت: بیابان را باید از دو زاویه مورد توجه قرار داد. نخست، بیابان بهعنوان یک اکوسیستم طبیعی که همانند جنگل، کوهستان و سایر اکوسیستمهای طبیعی در جهان وجود دارد و در عرضهای ۳۰ تا ۶۰ درجه شمالی و جنوبی گسترده شده است. کشورهایی مانند ایران، پاکستان، هند، بخشهایی از شمال آفریقا و حتی مناطقی در آمریکا دارای اکوسیستمهای بیابانی هستند. این اکوسیستمها نقش مهمی در تنظیم اقلیم، حفظ تنوع زیستی و چرخههای ژئوشیمیایی زمین ایفا میکنند.
وی با بیان اینکه فعالیتهای انسانی طی دهههای اخیر موجب تشدید روند بیابانزایی شده است، اظهار کرد: توسعههای نامتوازن، بهرهبرداری ناپایدار از منابع طبیعی، افزایش دما، کاهش بارندگی، فرسایش بادی و تخریب پوشش گیاهی از جمله عواملی هستند که به گسترش بیابانزایی منجر میشوند.
ناصری، «بیابانزایی» را به این معنا دانست که یک منطقه به تدریج توان تولیدی خود را از نظر پوشش گیاهی، منابع آب و سایر ظرفیتهای طبیعی از دست میدهد و به شرایطی شبیه بیابان نزدیک میشود. بنابراین مفهوم بیابان بهعنوان یک اکوسیستم طبیعی با پدیده بیابانزایی که عمدتاً ناشی از فعالیتهای انسانی است، تفاوت اساسی دارد.
رئیس مرکز تحقیقات بینالمللی بیابان، «بهرهبرداری گسترده و ناپایدار از منابع طبیعی»، «چرای بیرویه دام» و «توسعه نامتوازن» را از دلایل بروز پدیدههایی مانند فرونشست زمین دانست «بهرهبرداری گسترده و ناپایدار از منابع طبیعی»، «چرای بیرویه دام» و «توسعه نامتوازن» از دلایل بروز پدیدههایی مانند فرونشست زمین هستند.و یادآور شد: در بسیاری از مناطق بیابانی، منابع آب زیرزمینی برای توسعه کشاورزی برداشت میشود که این روند پایداری اکوسیستم را با تهدید مواجه میکند. نتیجه این شرایط را میتوان در فرونشست زمین، از بین رفتن پوشش گیاهی، افزایش خیزش گرد و غبار و تشدید آثار تغییر اقلیم مشاهده کرد.
وی با اشاره به افزایش رخدادهای جوی شدید در مناطق بیابانی کشور، خاطر نشان کرد: در سالهای اخیر برخی پدیدهها که پیشتر سابقه کمتری داشتند، با فراوانی بیشتری در حال رخ دادن است. برای مثال، تعداد و شدت بادهای با سرعت بالا در برخی مناطق افزایش یافته است.
ناصری با اشاره به نمونهای از این وضعیت در کاشان، یادآور شد: در این منطقه تنها طی دو تا سه هفته اخیر دو طوفان با سرعتی بیش از ۲۰ متر بر ثانیه رخ داده که خسارات قابل توجهی به درختان وارد کرده است. این پدیده علاوه بر ایجاد گرد و غبار، خسارات مستقیم دیگری نیز به همراه دارد.
ناصری در پاسخ به این پرسش که افزایش فراوانی بادهای شدید تا چه اندازه ناشی از تغییر اقلیم است، گفت: تغییر اقلیم به معنای تغییر روندهای بلندمدت اقلیمی است. به عنوان مثال، ممکن است میانگین بارندگی یک منطقه تغییر چندانی نکرده باشد، اما شکل و زمان وقوع بارشها دستخوش تغییر شده باشد. برای نمونه در مناطقی مانند کرج، بخشی از بارشهای سالانه در گذشته به شکل برف رخ میداد، اما اکنون همان میزان بارش بیشتر به صورت باران مشاهده میشود. همچنین زمان وقوع بارشها نیز تغییر کرده و بارندگیهایی که انتظار میرفت از آبانماه آغاز شوند، اکنون با تأخیر رخ میدهند.
رئیس مرکز تحقیقات بینالمللی بیابان خاطرنشان کرد: کاهش رخدادهای برفی، تغییر الگوی زمانی بارشها و جابهجایی فصل بارندگی همگی از نشانههای تغییر اقلیم محسوب میشوند و این تغییرات در مناطق بیابانی کشور آثار خود را به شکل افزایش سرعت باد، افزایش تعداد بادهای فرساینده و تشدید خشکسالی نشان میدهند.
وی ادامه داد: هنگامی که خشکسالی با کاهش پوشش گیاهی همراه میشود، شرایط برای وقوع پدیده گرد و غبار فراهم خواهد شد و در نتیجه مناطق بیشتری در معرض آثار مخرب این پدیده قرار میگیرند.
ناصری در پاسخ به پرسشی درباره تأثیر تغییر اقلیم بر بادهای ۱۲۰ روزه سیستان، با تاکید بر اینکه بادهای ۱۲۰ روزه یک سامانه اقلیمی شناخته شده هستند، اما این سامانه نیز از تغییرات اقلیمی تأثیر میپذیرد، اضافه کرد: تغییر اقلیم تنها به خشکیها محدود نمیشود و تغییرات دمایی در اقیانوسها نیز میتواند منشأ تحولات گستردهای باشد که آثار آن در خشکیها، از جمله در الگوهای بارش و باد، نمایان میشود.
وی افزود: تغییرات دمایی اقیانوسها میتواند در وقوع بارشهای سیلابی، تغییر الگوهای جوی و همچنین شدت و فراوانی بادها اثرگذار باشد.تغییرات دمایی اقیانوسها میتواند در وقوع بارشهای سیلابی، تغییر الگوهای جوی و همچنین شدت و فراوانی بادها اثرگذار باشد. با این حال برای ارزیابی دقیق تأثیر تغییر اقلیم بر بادهای ۱۲۰ روزه، باید روندهای بلندمدت مورد بررسی قرار گیرد و مشخص شود که آیا دوره فعالیت این بادها همچنان ۱۲۰ روز است یا به ۱۴۰ یا ۱۵۰ روز افزایش یافته و یا حتی کاهش پیدا کرده است. پاسخ به این پرسشها نیازمند مطالعات علمی و تحلیل دادههای بلندمدت اقلیمی است و نتایج آن نیز ممکن است در مناطق مختلف متفاوت باشد.
اثرات تغییر اقلیم در سازگاری گونههای گیاهی
رییس مرکز تحقیقات بینالمللی بیابان با اشاره به برخی نشانههای تغییر اقلیم در کشور، اظهار کرد: امروزه در مسیر تهران به قم شاهد کاشت درخت نخل هستیم؛ در حالی که نخل معمولاً گونهای متعلق به مناطق جنوبی کشور مانند کرمان، خوزستان و سیستان و بلوچستان است.
ناصری افزود: استقرار و حتی باردهی نخل در مناطقی مانند قم نشان میدهد که حداقل دماهای زمستانه و تعداد روزهای یخبندان کاهش یافته است. افزایش دمای زمستان و کاهش سرمای شدید موجب شده این گونه گیاهی بتواند در مناطقی خارج از محدودههای سنتی رشد خود نیز مستقر شود.
وی به درگیری استانهای کشور با پدیده بیابانزایی اشاره کرد و ادامه داد: در ایران حدود ۳۰ تا ۳۵ میلیون هکتار بیابان واقعی وجود دارد که عمدتاً شامل دشت کویر، بیابان لوت و سایر مناطق خشک کشور میشود. همچنین حدود ۲۰ استان کشور دارای مناطق بیابانی هستند.
رئیس مرکز تحقیقات بینالمللی بیابان افزود: استانهایی مانند «کرمان»، «سیستان و بلوچستان»، «خراسان جنوبی»، «یزد»، «اصفهان»، «سمنان»، «خراسان رضوی»، «تهران»، «مرکزی»، «البرز»، «فارس» و «خوزستان» بیش از سایر مناطق تحت تأثیر پدیدههای مرتبط با بیابانزایی قرار دارند که هر کدام با یکی از چالشهای خشکسالی مواجه هستند.
ناصری با اشاره به تفاوت چالشهای بیابانی در استانهای مختلف، گفت: در خوزستان پدیده گرد و غبار یکی از مهمترین مشکلات زیستمحیطی به شمار میرود و آثار گستردهای بر زندگی مردم و فعالیتهای اقتصادی دارد و در استانهای شرقی کشور از جمله خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان علاوه بر گرد و غبار محلی، خشکسالیهای طولانیمدت نیز وجود دارد. در سیستان و بلوچستان، کاهش ورود حقابههای مرزی از افغانستان نیز به تشدید این شرایط دامن زده است.
وی افزود: زمانی که منطقهای با کمبود منابع آبی و خشکسالی طولانیمدت مواجه باشد، شدت پدیدههایی مانند گرد و غبار نیز افزایش مییابد. کاهش پوشش گیاهی و خشکی خاک، شرایط را برای تولید و انتشار ریزگردها فراهم میکند.
رئیس مرکز تحقیقات بینالمللی بیابان با بیان اینکه گرد و غبار در تمام طول سال وجود دارد، اما شدت و گستره آن در فصل تابستان بیشتر است، خاطرنشان کرد: در زمستان به دلیل وجود رطوبت و بارندگی، بخشی از این پدیده مهار میشود، اما در تابستان با خشکتر شدن شرایط، مناطق بیشتری تحت تأثیر قرار میگیرند و خسارات ناشی از آن نیز افزایش مییابد.
وی در ادامه به پدیده فرونشست زمین اشاره کرد و گفت: وضعیت فرونشست نیز به شرایط اقلیمی و منابع آب زیرزمینی وابسته است. در سالهای پربارش، اگر منابع آب زیرزمینی تغذیه شوند، ممکن است سرعت فرونشست تا حدی کاهش یابد.در سالهای پربارش، اگر منابع آب زیرزمینی تغذیه شوند، ممکن است سرعت فرونشست تا حدی کاهش یابد. با این حال، تداوم برداشت از منابع آب زیرزمینی و بهرهبرداری از چاههای عمیق موجب تشدید روند فرونشست میشود و در صورت ادامه این شرایط، سرعت وقوع این پدیده افزایش خواهد یافت.
روشهای مقابله با بیابانزایی
ناصری با انتقاد از کاربرد واژه «بیابانزدایی» تاکید کرد: من این واژه را نمیپذیرم؛ همانگونه که نمیتوان از اصطلاح «جنگلزدایی» برای حذف یک اکوسیستم طبیعی استفاده کرد. بیابان یک اکوسیستم طبیعی است و آنچه باید مورد توجه قرار گیرد، مقابله با پدیده بیابانزایی و کاهش آثار آن است.بیابان یک اکوسیستم طبیعی است و آنچه باید مورد توجه قرار گیرد، مقابله با پدیده بیابانزایی و کاهش آثار آن است.
وی مهمترین محدودیت در مناطق بیابانی را کمبود آب و در نتیجه محدود بودن پوشش گیاهی عنوان کرد و گفت: اگر بخواهیم این مناطق را به اکوسیستمهایی پایدارتر تبدیل کنیم، باید بر حفظ و توسعه پوشش گیاهی تمرکز داشته باشیم که این امر نیز وابستگی مستقیم به منابع آب دارد.
رئیس مرکز تحقیقات بینالمللی بیابان ادامه داد: با توجه به کمبود بارندگی و محدودیت منابع آبی، ضروری است از همین میزان اندک آب موجود به بهترین شکل استفاده شود. در این میان، یکی از مهمترین تهدیدها برای پوشش گیاهی مناطق بیابانی، چرای دام است؛ بنابراین باید ورود دام به مراتع بر اساس ظرفیت اکولوژیک هر منطقه مدیریت و برنامهریزی شود.یکی از مهمترین تهدیدها برای پوشش گیاهی مناطق بیابانی، چرای دام است؛ بنابراین باید ورود دام به مراتع بر اساس ظرفیت اکولوژیک هر منطقه مدیریت و برنامهریزی شود.
وی با اشاره به اهمیت توسعه گونههای سازگار با شرایط بیابانی، یادآور شد: پوشش گیاهی متناسب با اقلیم خشک و بیابانی باید تقویت شود. یکی از نمونههای موفق در کشور، جنگلکاری با گونه «تاغ» است که در مناطق وسیعی از کشور توسعه یافته و کارایی خود را در تثبیت خاک و مقابله با بیابانزایی نشان داده است.
ناصری افزود: در حال حاضر صدها هزار هکتار از مناطق بیابانی کشور زیر کشت تاغ قرار دارد، اما این جنگلها با چالشهایی نیز مواجه هستند که از جمله آنها میتوان به قاچاق چوب تاغ بهویژه در استان اصفهان اشاره کرد.
وی ادامه داد: حفظ پوشش گیاهی موجود از طریق مدیریت چرای دام، مقابله با قاچاق چوب و کنترل سایر عوامل تخریبکننده از جمله فعالیتهای گردشگری نامناسب، آفرودسواری، جادهسازی و برخی فعالیتهای صنعتی از اهمیت ویژهای برخوردار است.
رئیس مرکز تحقیقات بینالمللی بیابان با تأکید بر ضرورت ارتقای پوشش گیاهی در مناطق بیابانی، گفت: علاوه بر حفاظت از پوشش موجود، باید از روشهای نوین برای توسعه آن نیز بهره گرفت. یکی از این روشها، مدیریت و ذخیره نزولات جوی است تا بتوان از بارندگیهای محدود و گاه سیلابی مناطق خشک بیشترین بهره را برد.
روشهای نوین نگهداری آب در مناطق بیابانی
وی افزود: برای ذخیره و بهرهبرداری از آب باران روشهای مختلفی در دنیا تجربه شده است که از جمله آنها میتوان به احداث هلالیهای آبگیر، ایجاد بندهای آبخیزداری، پیتینگ، بذرکاری و نهالکاری اشاره کرد. انتخاب هر یک از این روشها به شرایط اقلیمی و میزان بارندگی منطقه بستگی دارد.برای ذخیره و بهرهبرداری از آب باران روشهای مختلفی در دنیا تجربه شده که از جمله میتوان به احداث هلالیهای آبگیر، ایجاد بندهای آبخیزداری، پیتینگ، بذرکاری و نهالکاری اشاره کرد.
ناصری با اشاره به نقش فناوریهای نوین در مقابله با بیابانزایی، اظهار کرد: امروزه استفاده از اصلاح کنندههای زیستی و فناوریهای جدید نیز مورد توجه قرار گرفته است. برای مثال قارچهای میکوریزا با استقرار در کنار ریشه گیاهان، توان مقاومت آنها را در برابر خشکسالی و برخی تنشهای محیطی افزایش میدهند و به دوام بیشتر پوشش گیاهی کمک میکنند.
وی افزود: یکی دیگر از رویکردهای نوین، تلفیق تولید انرژی خورشیدی با فعالیتهای کشاورزی در مناطق خشک است که در دنیا با عنوان «اگریولتائیک» شناخته میشود. در این روش، پنلهای خورشیدی در کنار تولید برق، شرایط مناسبتری را برای رشد گیاهان فراهم میکنند. سایه ایجاد شده توسط پنلهای خورشیدی موجب کاهش دمای سطح خاک، کاهش تبخیر، حفظ رطوبت و افزایش بهرهوری مصرف آب میشود. این شرایط امکان توسعه برخی گیاهان مقاوم به خشکی را در مناطق بیابانی فراهم میکند.
رییس مرکز تحقیقات بینالمللی بیابان با تاکید بر اینکه استقرار همزمان پوشش گیاهی و پنلهای خورشیدی میتواند سرعت باد را کاهش دهد، خیزش گرد و غبار را کنترل کند و شرایط محیطی مناسبتری را در مناطق بیابانی به وجود آورد، اضافه کرد: ایجاد این شرایط نه تنها به رشد پوشش گیاهی کمک میکند، بلکه زیستگاه مناسبتری را برای سایر موجودات زنده بیابان از جمله حشرات، گرده افشانها و زنبورها فراهم میکند و در نهایت به بهبود پایداری اکولوژیک این مناطق منجر میشود.
وی تأکید کرد: بهرهگیری از روشهای نوین مدیریت آب، توسعه پوشش گیاهی سازگار با اقلیم خشک و استفاده از فناوریهای جدید میتواند نقش مهمی در کاهش آثار بیابانزایی و افزایش تابآوری اکوسیستمهای بیابانی کشور داشته باشد.
پایگاه خبری تجریش















